تبليغاتX
قهوه تلخ
ادبی اجتماعی

بنفشه ای خوش رنگ

دمیده بود در آغوش کوه

در دل سنگ

به کوه گفتم شعرت

خوشست و تازه و تر

وگر درست بخواهی

من از تو شاعرتر

که شعرت از دل سنگ است و

شعرم از دل تنگ

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 11:2  توسط پو یش  | 

امروز سالروز تولد فریدون مشیری

شاعر ارزنده ی معاصربود

شاعری که با بیانی شیوا و دلنشین جز برای عشق و انسانیت نسرود.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

خوندن یه بیوگرافی مختصر و همچنین  نقطه نظر بزرگان ادب و هنر راجع به ایشون خالی از لطف نیست

(ادامه ی مطلب را کلیک کنید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 7:17  توسط پو یش  | 

 

جایزه ی انجمن قلم سوئد برای ناصر زرافشان

اين جايزه هر سال به نويسنده يا ناشری اهدا می شود که به خاطر نوشته هايش مجازات شده، تهديد شده يا به زندان افتاده است.اين جايزه، ۱۶ نوامبر در روز نويسندگان زندانی جهان که هر سال توسط واحدهای انجمن قلم در سراسر جهان برگزار می‌شود، طی مراسمی ويژه در استکهلم به ناصر زرافشان اهدا خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 7:6  توسط پو یش  | 

یه چیزایی هست که بد نیست بدونی
یه چیزایی هست که بی تو معنی نداره
یه چیزاییم هست که بی تو آروم نداره
سرگشتگی                سرگشتگی
بی تو فقط یه چیز هست...
یه جاهایی هست که تو میشناسی
یه جاهایی هست که من میشناسم
یه جاهییم هست که ما نمیشناسیم
پرواز           پرواز             پرواز 
بدون تو هیچ کجا...
یه چشمهایی هست که بد نیست بخونی
یه صدایی هست که بد نیست بشنوی
یه بغصی هست که نباید ازش بگم
آیینه         آیینه            آیینه
بی تو نگاهم خالیه...
یه دلی هست که  خیلی هواتو کرده
یه دلی هست که تو میشناسیش
یه دلم هست که کم کم  نمیشناسمش
انتظار         انتظار        انتظار
با تو پایون میگیره......
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 1:51  توسط پو یش  | 

گفتی غزل لبریز از غم دوست دارای

با من بگو پاییز را هم دوست داری؟!

چشم تو لبخندی زد و آری نگفتی

شاید جواب این است :کمتر دوست داری

یک آسمان ابرم بگو کافیست بانو؟

طوفان و یا باران نم نم دوست داری؟

با دست های مهربانت مشورت کن

بر زخمهای کهنه مرحم دوست داری؟

یک پنجره تا کوچه ی خوشبخت وا کن

آیا مرا این گونه در هم دوست داری؟

 این شعر رو خیلی وقت پیش گفتم ولی این روزا  بد جوری  دلم هواش رو کرده بود

گفتم شاید بد نباشه شما هم بخونیدش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 2:28  توسط پو یش  | 

آنی که ز موجش رهم آغاز شده ست

صخره ز طنین تنت اینک همه آواز شده ست

هر چند که سازت این زمان ناکوک است

شعرت به دلم چو زخمه بر ساز شده ست

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:44  توسط پو یش  | 

... و چشم هایت

با آن انگورک های مشکی

متن خوش تحریف ناپذیریست

در بطن فریاد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 19:20  توسط پو یش  | 

چراغ ها

شب ها

پنجره ها...

نبودنت را بگو

نبودنت را

به آواز حزین کدامین پرنده در بند

ترجمان کنم؟

اینک بگو

بگو

فقدان شادابی صدای لخت بازوانت را

به کدامین نگاه بکر

در هم آغوشی برگان صنوبر لبریز شوم؟

چراغ ها شاید

اما

پنجره را به دروغ راهی نیست

پنجره سرشار از صدای پای توست

پنجره پر از نگاه من است

و شب انتظار

تماشایی ست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 2:52  توسط پو یش  | 

احمد شاملو

همه شب حیرانش بودم

حیران شهر بیدار

که پیسوز چشمانش می سوخت و

اندیشه خوابش به سر نبود

و نجوای اورادش

                           لخت لخت

آسمان سیاه را می انباشت

چون باتلاقی دمه بوناک

                          که فضا را.

 

حیران بودم همه شب 

                        شهر بیدار را

که آواز دهان اش

                    تنها

                     همهمه عفن اذکارش بود:

شهر بی خواب

با پیسوز پر دود بیداریش

در شب قدری چنان.-

در شب قدری

 

گفتم: "بنخفتی شهر!

همه شب

              به نجوا نگران چه بودی؟"

 

گفتند:

      " برآمدن روز را

                           به دعا

                                 شب زنده  داری کردیم.

مگر به یمن دعا

آفتاب

برآید."

 

گفتم: "حاجت روا شدید

                          که آنک سپیده!"

 

به آهی گفتند:"کنون

                       به جمعیت خاطر

دل به دریای خواب می زنیم

که حاجت نومیدانه

چنین معجز آیت

برآمد."

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 1:14  توسط پو یش  | 

میان آفتاب های همیشه زیبایی تو لنگریست

نگاهت شکست ستمگری ست

و چشم هایت با من گفت:

که فردا

روز دیگریست....

ا.بامداد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:57  توسط پو یش  |